بىمعرفت و گمراه؛ بدتر از حيوان
امام صادق عليهالسلام اين طور مردم نمك به حرام را معرفى كرده است، مردم بىحيا، بىشرم كه هشتاد سال سر سفره خدا نشستند و خوردند و هيچ چيزى نفهميدند، شاخ و برگى، ميوهاى و رشدى پيدا نكردند.
شما ممكن است بفرماييد، همين آدم هشتاد ساله زن و بچه و نوه و نتيجه دارد. مىگوييم: اينها را حيوانات هم دارند، مگر آنها ندارند؟ حيوانها نر و ماده دارند، گاهى هم نر و ماده آنها سالى هفت تا بچه مىزايند، بعضىها سالى ده تا بچه مىزايند.
ماهىهاى ماده، بعد از تماس با نر، گاهى صد هزار تخم مىريزند، كه صد هزار تا ماهى مىشوند، آن ماهىها هم صد هزار تخم مىريزند، يك ساله يك نر و ماده، چند ميليون ماهى مىشوند، تازه در اين زمينه هم آنها برنده هستند، باز اين بيچاره بعد از هشتاد سال، كلاً ده تا پسر و دختر دارد، اما ماهى نر و ماده بعد از يك سال يك ميليون نوه دارند. نمره را بايد به آنها داد.
اگر در مسابقه خوردن هم باشد كه خدا پدر شتر را بيامرزد، از اينها بهتر و بيشتر هم مىخورد، آب يك هفتهاش را يك دفعه مىخورد، يك هفته هم در بيابانها بدون آب راه مىرود.
تازه اين مردم آزارى هم كرده، بىدين مانده و رفته زن گرفته، چراغ ايمان زن را هم خاموش كرده، آن وقت اين دو زن و شوهر بىدين ده تا بچه بىدين هم پيدا كردند، و به جان شما انداختند.
اگر يك نفر خودش بود و هشتاد سالش بود، يك درجه ظلم و فساد داشت، اما الان خودش هست و زن و بچه و دختران و پسران و نوهها و نتيجهها. يك جمعيت ظالم به وجود آورده است، يعنى اين شخص يك كارخانه ظالمسازى بوده است.
حالا در چند بچه و نوه و نتيجهاش يكى به تور شما جوانهاى خوب الهى خورده، دو سه شبى پاى درسى، مناجاتى، دعائى، كميلى، ابوحمزهاى آمده، آدم خوبى شده، به چه درد آن آقا مىخورد؟
اين روايت: « الناقصُ ملعونٌ » يعنى كسى كه بدنش رشد كرده، ولى دنبال رشد عقل، قلب، نفس و جان نرفته است.
پايگاه عرفان