توشه حج
منابع مقاله:
کتاب : حج در آيينه عرفان
نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان
امام صادق عليه السلام كاملترين مفاهيم، مفيدترين ارشادات و بهترين راهنمايىها را در قالب زيباترين كلمات در برابر انسان قرار داده است.
آن حضرت تأكيد دارند كه انسان خود را از انواع ظلمتها برهاند و به نور صدق و صفا، وعشق و علاقه به حقايق آراسته كند، و جز اللّه محورى در زندگى براى خود باقى نگذارد و خويش را از خودبينى نجات داده و با تمام وجود در حرارت حقيقت آب شود.
از وادى حدود به در آيد، به فضاى بىكران معنى قدم گذاشته، شربت فناى فى اللّه را بچشد و به بقاى حضرت سرمد باقى شود.
امام صادق عليه السلام در قسمت دوم روايت چنين مىفرمايند:
در اين سفر با عظمت معنوى هرگز بر توشه راه و مركب سوارى و دوستان و قدرت و جوانى و مال خويش تكيه مكن، چه بسا آنچه به زحمت تحصيل كردهاى و بر آن اعتماد نمودهاى، دشمن تو گردند و وبال تو شوند و حاصل آنها براى تو جز زحمت و مرارت، رنج و مشقت و عذاب آخرت چيزى نباشد.
آرى، كسى كه ادعا كند من به داده او خوشنودم و جز رضاى حق چيزى نخواهم، ولى در عمل اعتماد و دلگرمىاش به غير باشد، خداوند عالم، آن غير را دشمن او مىنمايد و وبال او مىكند تا هم چون آفتاب براى او روشن شود كه او و ديگران در هيچ كارى قوت و قدرت و نقشه و چارهاى در اختيار ندارند، آنچه قدرت و قوت است مخصوص به جناب اوست، بايد با تكيه بر حول و قوت او حركت كرد كه اعتماد بر غير، تكيه بر هوا و خشت زدن بر آب است.
بىاعتمادى به توشههاى دنيايى
در توضيح كلام امام صادق عليه السلام چند قسمت لازم به تذكر است:
1- دوستان
2- قوت و قدرت
3- طروات جوانى
4- ثروت و مال
در ادوار تاريخ بسيارى از مردم، اين چهار مقوله را براى خود تكيهگاه گرفتند و بر اثر تكيه كردن بر آنها، از وجود مقدس حضرت حق غافل شده و چنان غرق در هوا و هوس گشتند، كه براى خود در عاقبت امر ساحل نجاتى نيافتند، در آلودگىهاى عملى و اخلاقى خود آن قدر دست و پا زدند تا دچار هلاكت ابدى شدند.
1- دوستان
رفيق شفيقى كه واجد شرايط الهى باشد و دوستى با او باعث ازدياد ايمان و هدايت گردد و رابطه با او فقط و فقط براى خدا باشد، اعتماد بر او در حقيقت اعتماد بر خداست.
ارتباط با چنين دوستى لذت دنيا و آخرت است و اسلام، انسان را به دوستى با چنين افرادى سفارش نموده و آن را كليد خوشبختى دنيا و آخرت مىداند.
اما كسانى كه دوست هوا و هوس و دوست شكم و سفره و دوست سياست غلط و رياست پوشالى هستند و دوستى آنان مايه اتلاف عمر و فساد عمل و اخلاق است، اعتماد بر آنها زندقه و فسق و تكيه بر او گناه و معصيت است و اين دوستى نه تنها پايدار نيست، بلكه روزى فرا خواهد رسيد كه اين دوستى، نقطه دشمنى و عامل هلاكت خواهد شد.
تاريخ آل برمك را بخوانيد تا بر شما معلوم شود دوستىهايى كه مبناى دينى و الهى ندارند چه اندازه سست و بىپايه است. آلبرمك، هارون و حكومت او را براى خويش قوىترين تكيهگاه مىدانستند، ولى شمشير تيز هارون در چند شبانه روز به عمر آنان بىرحمانه خاتمه داد، چنان كه گويى چنين خاندانى اصلًا وجود خارجى نداشتند.
قائم مقام فراهانى، آن مرد سياست و كياست، براى به سلطنت رساندن محمد شاه قاجار به اندازه يك عمر خون دل خورد، ولى پس از اين كه محمد شاه بر تخت سلطنت استقرار يافت، وزير دانشمند خود را در باغ نگارستان با كمال شقاوت خفه كرد و آن چراغ روشن سياست و درايت را از لباس هستى عريان نمود.
ميرزا تقىخان امير كبير براى به تخت نشاندن ناصر قاجار، زحمت و مشقت بسيار را بر خود هموار كرد، اما ناصر قاجار در همان اوائل صدارت امير، در كمال نا جوانمردى آن مرد بزرگرا در حمام فين كاشان به قتل رساند.
اين گونه مسايل در تاريخ بشر آنقدر زياد است كه براى بازگو كردن آنها دفاترى جداگانه و كتابهايى مفصل لازم است.
قوت و قدرت اگر با ديده تحقيق و با چشم بصيرت بر اوضاع هستى و به خصوص زندگى آدميان بنگريم، به اين حقيقت واقف مىشويم كه در تمام جهان نيرو و قدرتى به جز حول و قوه حضرت حق نيست و آنچه قوه و قدرت در اختيار موجودات است، از آن خداست.
ما بايد نيرو و قدرت خود را امانتى الهى بدانيم و از اين سرمايه خدايى در راه خدا و خدمت به خلق خدا استفاده كنيم.
به قوه و قدرت خويش مغرور نشويم كه اگر ابر غرور نسبت به قوه و قدرت خويش بر زندگى ما سايه بيندازد، صاعقه آتشزايى از آن بيرون مىآيد و به خرمن هستى ما آتشى مىاندازد كه ذرهاى از خاكستر ما براى تماشاى تماشاگران بر جاى نماند.
تمام ستمگران تاريخ بدون استثنا در آتش ستم خويش سوختند و قدرت و قوت آنان مهمترين عامل هلاكت و نابودى آنان گشت.
قدرت كداميك از قلدران تاريخ به قوت حوادث روزگار رسيد و چه قدرتمندى توانست در برابر امراض غير قابل علاج، يا انقلاب ملل مظلوم يا مرگ، از خود دفاع كند؟
چهره و طراوت جوانى
زيبايى صورت در ادوار حيات مايه غرور و كبر و نخوت و روگردانى از حق براى بسيارى از فرزندان آدم بوده است.
چهره زيبا براى كسى ماندنى نيست، خوشبخت آن انسان زيبا چهرهاى كه زيبايى خود را نعمت خدا و زمينهاى براى ابتلا و آزمايش خويش بداند.
بنابر آنچه در روايتهاى معتبر اسلامى آمده، آن كس كه نشاط جوانى را صرف عبادت و بندگى كند، در قيامت در سايه رحمت حق قرار خواهد داشت «1».
به زيبايى صورت و طراوت و نشاط جوانى، به عنوان بهرهاى الهى نظر كنيد و مواظب باشيد، اين نعمت براى شما تبديل به نقمت نشود و اين عنايت، به بلا و مصيبت مبدّل نگردد. آنان كه با چهره زيباى خود، به فريب ديگران دستآلودند و به خاطر جذابيت خود، هزاران بستر گناه براى ديگران پهن كردند، پس از فرو ريختن كاخ جمال به خاك پشيمانى و حسرت دچار شدند و از آن حسرت و اندوه سودى نبردند.
جوانى را هم چون بهار طبيعت به شمار آوريد كه بايد در فضاى آن با استمداد از هدايت الهى تمام استعدادهاى انسان ظهور و بروز كند، نه قدرتى مستقل و فضايى از نخوت كه در آتش آن، تمام قواى آدمى بسوزد و در ايام پيرى جز رنج و محنت و امراض مهلك براى او به جاى نگذارد، و علاوه بر همه آنها در دادگاه عدل الهى، به هنگام پرسش درباره ايام جوانى از پاسخ دادن به صاحب خلقت عاجز شود و در برابر حضرت حق، عاجزانه سر به زير اندازد.
اى به خدا پشت كرده رو به خدا كن |
| راه تو خطاست ترك خطا كن |
روى زتسبيح ذوالجلال چه پوشى |
| پشت به درگاه لايزال دوتا كن |
كعبه توحيد را به خلق نشان ده |
| در ره ارشاد كار قبله نما كن |
|
|
|
در ره او كآفريده هر دو سرا را |
| خاك شو و خاك بر سر دو سرا كن |
چهره اخلاص را چو بنده مخلص |
| پاك زگرد و غبار چون و چرا كن |
تا زر و مال تو ارث غير نگشته |
| خودهمه را صرفجودووقف سخا كن |
|
|
|
ثروت و مال تكيه بر مال و مغرور شدن بر ثروت، كار مردم نادان و بىخبر از حقايق است. ثروت امانتى است الهى كه از آن بايد به عنوان وسيله براى رسيدن به لقاى حق استفاده كرد.
انسان اگر از مال و ثروت در راه خدا استفاده نكند، جز وزر و وبال براى او نتيجهاى نخواهد داشت. قرآن مجيد در آيات نورانى و سعادتبخشش براى مال و ثروت دستورات بسيار مهم و مفيدى قرار داده كه اگر در استفاده از ثروت و مال، هماهنگ با آن آيات عمل شود، موجب تأمين خير دنيا و آخرت مىگردد.
[وَاسْتَعِدْ إسْتِعْدادَ مَنْ لا يَرْجُو الرُّجُوعَ وَأحْسِنِ الصُّحْبَةَ وَراعِ أوْقاتِ فَرائِضِ اللّهِ وَسُنَنِ نَبِيّهِ صلى الله عليه و آله وَما يَجِبُ عَلَيْكَ مِنَ الأدَبِ وَالإحْتِمالِ وَالصَّبْرِ وَالشُّكْرِ وَالشَّفَقَةِ وَالسَّخاءِ وَايثارِ الزّادِ عَلى دَوامِ الأوْقاتِ]
آمادگى در سفر حج
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
در اين سفر وضع خود را آن چنان قرار بده كه گويى براى تو بازگشتى از اين سفر نيست. كسى كه خبر مرگش را مىدهند، چگونه به تدارك و جبران گذشته برمىخيزد و سعى مىكند از حقوق اللّه وحقوق الناس خود را پاك كند، تو هم با سفر حج همين معامله را انجام بده.
اوقات واجبات حضرت حق را با كمال جديت رعايت كن كه چيزى در اين عالم ارزش واجبات الهى را ندارد كه هركس به هر مقام معنوى رسيده، از اداى واجبات و ترك محرمات بوده است.
به تمام برنامههاى پيامبر صلى الله عليه و آله و آداب و سنن آن جناب احترام كن كه نجات و سعادت در سايه هماهنگى با برنامههاى پيامبر گرامى ميسر است.
سختىها و مشقتهاى اين سفر را، چه سختى راه، چه آزارى كه از همسفران مىبينى براى خدا تحمل كن و راه صبر و شكر و مهربانى و سخا پيشه كن و در تمام اوقات آنچه در توان دارى در گردونه ايثار قرار بده.
پی نوشت :
______________________________
(1). بحار الانوار: 66/ 377، باب 38، حديث 30.
پايگاه عرفان